تقشقش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تقشقش . [ ت َ ق َ ق ُ ] (ع مص ) از بیماری بِه ْ شدن . (زوزنی ). به شدن از چیچک و خشک گردیدن گر و ریش . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).به شدن از بیماری جرب و آبله . (از اقرب الموارد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تقشقش . [ ت َ ق َ ق ُ ] (ع مص ) از بیماری بِه ْ شدن . (زوزنی ). به شدن از چیچک و خشک گردیدن گر و ریش . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).به شدن از بیماری جرب و آبله . (از اقرب الموارد).