تقاوه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تقاوه . [ ت َ وُ ] (ع مص ) باهم بانگ کردن تا همدیگر را شناسند. یقال : هما یتقاوهان ؛ یعنی باهم آواز میدهند تا شناسند یکدیگر را، گویا به آوازی بانگ میکنند که آن، میان آنها نشان است معرفت را. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).