تغلیظ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- غلیظ کردن.<BR>۲- سخن درشت گفتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- غلیظ کردن. ۲- سخن درشت گفتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تغلیظ. [ ت َ ] (ع مص ) درشت کردن . (زوزنی ). ستبر کردن . (دهار). درشت کردن بر کسی چیزی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (صراح ). ستبر کردن چیزی را. (از اقرب الموارد). ◄ تأکید و تقویت و تشدید و تأکید سوگند: غلظ علیه فی الیمین ؛ شدد و اکد و منه قولهم اخذ منه میثاقاً غلیظاً. (از اقرب الموارد). و رجوع به غلیظ و سوگندان غلیظ شود.
مترادف و متضاد واژهدان
سفت کردن، غلیظ کردن ستبر کردن درشتی کردن، سخن درشتگفتن