تصانیف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تصانیف . [ ت َ ] (ع اِ)ج ِ تصنیف . (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). آنچه از کتابهاتصنیف میشود. (از اقرب الموارد). جمع تصنیف است بمعنی کتاب . (فرهنگ نظام ). آثار و نوشته ها : بنام قیصران سازم تصانیف به از ارتنگ چین تنکلوشا. خاقانی . در تصانیف حکما آورده اند که کژدم را ولادت معهود نیست . (گلستان ). و رجوع به تصنیف شود. ◄ مأخوذ از عربی، کلمات انشایی . (ناظم الاطباء). و رجوع به تصنیف شود.