تصادق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ دُ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- درست شدن.<BR>۲- راست آمدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ دُ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- درست شدن. ۲- راست آمدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تصادق . [ ت َ دُ ] (ع مص ) با یکدیگر راست گفتن . (زوزنی ). با یکدیگر راست شدن در دوستی و سخن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). با یکدیگر راستی نمودن در دوستی و سخن . (غیاث اللغات ). ◄ با یکدیگر دوستی داشتن . (زوزنی ). با هم دوستی کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).