تصادف
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ دُ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- برخورد کردن.<BR>۲- پیش آمدن، رخ دادن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ دُ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- برخورد کردن. ۲- پیش آمدن، رخ دادن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تصادف . [ ت َ دُ ] (ع مص ) مقابل و روبرو شدن بدون قصد. (فرهنگ نظام ). بازخوردن . برخوردن . برخورد. (یادداشت مرحوم دهخدا). تقابل . (اقرب الموارد). ◄ (اِمص ) سانحه . حادثه . ج، تصادفات . ◄ در تداول امروز مرگ یا جراحت ناشی از واژگون شدن یا بهم خوردن وسایطنقلیه ٔ تندرو مانند هواپیما، اتومبیل و جز اینها.
مترادف و متضاد واژهدان
برخورد، تلاقی، ملاقات تصادم اتفاق، پیشامد، حادثه، سانحه
واژگان فارسی سره واژهدان
رویداد، رخداد، پیشامد، بهم خوردن، برخورد