تشکر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ شَ کُّ) [ ع. ] (مص ل.) شکر کردن، سپاسگزاری.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ شَ کُّ) [ ع. ] (مص ل.) شکر کردن، سپاسگزاری.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تشکر. [ ت َ ش َک ْ ک ُ ] (ع مص )سپاس داری نمودن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). سپاس داری کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). با لام متعدی شود. یقال : تشکر له بلائه ؛ ای شکر له بلاء. (منتهی الارب ). سپاسگزاری کردن .
مترادف و متضاد واژهدان
امتنان، سپاس، سپاسداری، سپاسگزاری، قدردانی (متضاد: ناسپاسی، حقناشناسی) شکر کردن، سپاسگذاری کردن، سپاس داشتن
فرهنگ طیفی واژهدان
امتنان، ستایش، نگاهداشت شکران نعمت، شکر برکت، شکر، بسم الله، پرستش انعام، دین، پاداش
واژگان فارسی سره واژهدان
سپاسمندی، سپاسگزاری، سپاس