تشریحی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تشریحی . [ ت َ ] (ص نسبی ) منسوب و متعلق به علم تشریح . (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
تبیینی، توصیفی، توضیحی مربوط به کالبدشکافی
فرهنگ طیفی واژهدان
روایی، وصفی، طبیعی، زنده، واقعگرایانه متصف، وصفشده، توصیفشده، مروی، روایتشده، نقلشده، احساسبرانگیز، مؤثر، رقتانگیز، مهیج، تکاندهنده، شورانگیز، شدید [کلام] روایی، افسانهای، اسطورهای، اساطیری، تمثیلی، استعاری رومانتیک تاریخی، جنگی مستند، واقعی سعدیوار، مولویگونه