تشاغل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ غُ) [ ع. ] (مص ل.) خود را مشغول ساختن، خود را به کاری مشغول نشان دادن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ غُ) [ ع. ] (مص ل.) خود را مشغول ساختن، خود را به کاری مشغول نشان دادن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تشاغل . [ ت َ غ ُ ] (ع مص ) خویشتن را مشغول کردن از چیزی . (دهار) (زوزنی ). تشغل به چیزی . (از المنجد). اشتغال به چیزی . (اقرب الموارد). شغلی بخود بستن و خویشتن را بدان مشغول ساختن . (از متن اللغة).