تسوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تسوی . [ ت َ س َ وْ وی وِ ](ع مص ) راست شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). برابر شدن . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). مستوی و برابر گردیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تماثل . (متن اللغة) (از اقرب الموارد). مستوی شدن . (از المنجد). ◄ هلاک شدن در آن زمین . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (ازاقرب الموارد) (از المنجد). و رجوع به تسویة شود.
تسوی ٔ. [ ت َ س ْ ءْ ] (ع مص ) تسوئة. (منتهی الارب )(ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (المنجد) (اقرب الموارد). عیب کردن کسی را و منسوب به بدی نمودن و بد گفتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). عیب کردن کسی را (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). عیب کردن کسی را بر عملی و توبیخ کردن . (از المنجد). ◄ بدی کردن : ان اسأت فسؤی ْٔ علی ؛ یعنی اگر بد کنم بگو که بدکردی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). افساد. (المنجد). و رجوع به تسوئة و تسویة شود.