تزعزع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تزعزع . [ ت َ زَ زُ] (ع مص ) جنبیدن . (زوزنی ) (دهار) (منتهی الارب ) (آنندراج ). جنبش . (غیاث اللغات ). تحرک و تقلقل چیزی . (ازاقرب الموارد) (المنجد). تحرک . (متن اللغة). ◄ بهم خوردن یا لقی دندانها. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ◄ (اِ) حالتی در دماغ که چنان نماید که حرکت کند با درد. حالتی در مغز که گویی جنبان است با دوار و دردی . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).