تزعب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تزعب . [ ت َ زَع ْ ع ُ ] (ع مص ) شتافتن . (از متن اللغة). ◄ شادمان شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تنشط. (متن اللغة). نشاط داشتن . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). ◄ خشم گرفتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تغیظ. (متن اللغة) (اقرب الموارد) (المنجد). ◄ در اکل و شرب کثرت کردن و زیادت نمودن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). در خوردن و آشامیدن زیاده روی کردن . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ مال را در خود تقسیم کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تقسیم کردن قوم مال را در میان خود. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد).