تریاک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تریاک . [ ت َرْ ] (اِخ ) ده کوچکی از دهستان همای جان است که دربخش اردکان شهرستان شیراز و ١١ هزارگزی خاور اردکان و هزارگزی شوسه ٔ اردکان به شیراز واقع است و ٢٠ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی تریاق ایران ج ٧).
تریاک . [ ت َ / ت ِرْ ] (اِ) بمعنی پادزهر است . (فرهنگ جهانگیری ). معجونی است که معربش تریاق است . و مطلق پازهر را گویند. (فرهنگ رشیدی ). پازهر را گویند و معرب آن تریاق است . (برهان ). پازهر بتازیش تریاق و دریاق گویند. (شرفنامه ٔ منیری ). معجونی معروف که دفع زهر کند... و مطلق پادزهر را تریاک گویند و تریاق معرب آن است . (انجمن آرا). مطلق پادزهر و پازهر بزی که حجرالتیس باشد. (ناظم الاطباء) : و اندر بوشنگ [ بخراسان ] گیاهی است که شیر او تریاک است زهر مار و کژدم را. (حدود العالم ). که این آشتی جستن از بهر چیست نگه کن که تریاک این زهر چیست . فردوسی . نه از تخم ایرج زمین پاک شد نه زهر گزاینده تریاک شد. فردوسی . سرانجام بستر جز از خاک نیست از او بهره زهر است و تریاک نیست . فردوسی . اگر چند از مار گیرند زهر هم از وی توان یافت تریاک بهر. (گرشاسبنامه ). ز تریاک لختی ز بیم گزند بخوردو گره کرد بر زین کمند. (گرشاسبنامه ). مسخره ای بود که او را متوکل پیوسته عذاب داشتی و مار بیاوردندی تا او را بزدی و تریاک دادی تا بخوردی و شیر را بیاوردندی تا او را عذاب دادی و متوکل از آن خندیدی . (از مجمل التواریخ ). یک جهان زیر گنبد افلاک کام پر زهرو خانه پر تریاک . سنائی . اگر چه با همه خارم، ترا شدم تریاک . سوزنی . مهره ٔ افعی است آن لب، زهر افعی باک نیست ای گوزن آسا، نه من فرزند تریاک توام . خاقانی . ندانی که تریاک چشم گوزنان ز دندان هیچ اژدهائی نیاید. خاقانی . هست تریاک رضاش از دم فردوس چنانک زهر چشمش ز سموم سقر آمیخته اند. خاقانی . چو تو در گوهر خود پاک باشی بجای زهر او تریاک باشی . نظامی . نوش گیا پخت و بدو در نشست رهگذر زهر به تریاک بست . نظامی . گوزن از حسرت این چشم چالاک ز مژگان زهر پالاید ز تریاک . نظامی . زهر و تریاک هر دو از یک معدن می آید. (مرزبان نامه ). بدو گفتم آخر ترا باک نیست کشد زهر جایی که تریاک نیست . (بوستان ). تریاک در دهان رسول آفرید حق صدیق را چه غم بود از زهر جانگزا. سعدی . اگر تو زخم زنی به که دیگری مرهم وگر تو زهر دهی به که دیگری تریاک . حافظ. دل ما را که ز مار سر زلف تو بخست از لب خود به شفاخانه ٔ تریاک انداز. حافظ (دیوان چ قزوینی ص ١٧٩). گرت یکدم نبینم می دهم جان بلی افیونیم تریاکم اینست . باقر کاشی (از آنندراج ). و رجوع به تریاق شود. ◄ و در این روزگار افیون را گویند. (فرهنگ جهانگیری ). و افیون را نیز تریاک خوانند. (برهان ). بمعنی افیون مستحدث است و در قدیم نبود. (فرهنگ رشیدی ). و معنی افیون لغتی است مستحدث و آن خود زهر و نام پارسی آن «؟» هپیون است ... (انجمن آرا). بمعنی افیون اصطلاح جدید افیونیان است که شهرت گرفته . (غیاث اللغات ). مهابل و اپیون . (ناظم الاطباء). تریاک یا افیون را از خیلی قدیم می شناخته اند بقراط و معاصرین او ذکر از آن نموده و پزشکان یونانی و رومی آن را بکار می برده اند ابوعلی سینا و رازی اولین پزشکانی هستند که افعال و خواص تریاک را بوجه کاملی تعریف و تفسیر نموده و این دارو را وارد «تراپوتیک » نموده اند و در تمام کتب طب قدیم ایران فصول جامعی از خواص تراپوتیکی و فرمول معجونهای گوناگون این دارو می توان یافت که بعنوان مسکن قوی بکار می رفته است . معجون برشعسا را قدما بعنوان آرام کننده درد و دافع سرعت انزال بکار می برده اند از این معجون ترکیبی است از فلفل سفید و بزرالبنج هر کدام ٢٠ قسمت، تریاک ١٠ قسمت، زعفران ٥ قسمت فرفیون و سنبل الطیب و عاقرقرها از هر کدام یک قسمت، عسل ١٥٠ قسمت . مقدار خوراک این معجون ٢٠ تا ٦٠ سانتی گرم (١- ٣ نخود) است . تریاک شیره ای است که در پوست کوکنار وجود دارد. در آخرین روزهایی که هنوز این پوست سبز و تازه است به آن تیغ می زنند، تریاک بصورت شیره ٔ سیال که سفید مایل به زرد است از آن خارج شده وپس از اینکه مدتی در هوا ماند منعقد و تیره رنگ می گردد. ارزش دارویی تریاک بسته به میزان مرفین آن است . تریاک افیسینال تریاک ازمیر است که ١٠ - ١٢ درصد مرفین دارد. میزان مرفین تریاک سایر نقاط آسیای صغیر و اسلامبول بین ٧ - ١٢ درصد است . تریاک مصر ٦ - ٧ درصد مرفین دارد... ترکیب شیمیایی تریاک بسیار غامض و در حدود ١٨ آلکالوئید از آن بدست آمده و از آنها خواص و آثار الکالوئیدهای زیر کاملا شناخته شده است : مرفین ٢١٠ - ١ درصد. نارکوتین ٦ - ٧ درصد. پاپاورین ١ درصد. تبائین ١٥ - ٠/٥ درصد. کدئین ٧% - ٠/٥٠ درصد. نارسئین /١٠ - ٠/٥٠ درصد. آثار و خواص این آلکالوئیدها با یکدیگر مختلف است ولی چون مقدار مرفین از همه بیشتر است تریاک نیز از حیث خواص با آن مشابه یعنی آرام کننده ٔدرد و خواب آور است . با وجود این همیشه نمی توان مرفین و تریاک را بجای یکدیگر بکار برد مثلاً اثر مرفین در اسهال به هیچوجه قابل مقایسه با آثار جالب توجه تریاک نیست . جذب و دفع - تریاک بسهولت از راههای معدی و معوی و زیر جلدی جذب می شود ولی از راه جلد جذب آن بمقدار بسیار ناچیز و با نهایت اشکال صورت می گیرد. تریاک در درجه ٔ اول بوسیله ٔ مدفوع و ادرار و تااندازه ای هم از راه تنفس و شیر دفع میشود. و رجوع به درمان شناسی دکتر غربی ج ١ صص ٧٥ - ١٠١ شود.