ترکیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ترکیة. [ ت ُ کی ی َ ] (ع اِ) تأنیث ترکی از مردم ترک . ترکیه : گفت که کنیزکی داشتم ترکیه، دو سال است که از من غایب شده است . (انیس الطالبین بخاری ).
ترکیه . [ ت ُ کی ی َ ] (اِخ ) کشور عثمانی سابق، کشوری در آسیای صغیر و شبه جزیره ٔ بالکان، مساحت آن ٧٦٢٧٣٦ هزار گز مربع و جمعیت آن ١٧٠٠٠٠٠٠ تن و پایتخت آن آنکارا (آنقره = انگوریه ) شهرهای عمده : استانبول (قسطنطنیه قدیم ) ازمیر، ادرنه، بروسه و قونیه . مملکت عثمانی سابق شامل ممالک بالکان و هنگری در اروپا و سوریه و فلسطین و عربستان در آسیا و مصر و طرابلس در افریقا بود. پس از جنگ جهانگیراول از متصرفات اروپایی فقط ناحیه تراکیه ٔ شرقی تا ماریتزا و ادرنه باقی ماند و از متصرفات آسیایی فقط آسیای صغیر یا اناطولی که از شمال محدود بدریای سیاه و دریای مرمره، از مغرب بدریای اژه، از جنوب به بحرالروم، سوریه و عراق از مشرق به ایران و قفقازیه ٔ روس محدود است . رودهای عمده عبارتست از: ایزل ایرماق و قزل ایرماق ساکاریه، مندرس سیحون و منبع دجله وفرات در ترکیه است . محصولات فلاحتی آنجا غلات، توتون، میوه ها، پنبه، کنجد، پشم و غیره . معادن آن زغال سنباده، کف دریا. صنایع نساجی آن پنبه، ابریشم، قالی و چرمسازی . حکومت سابقاً در دست سلطان عثمانی بود. و اوخلیفه ٔ مسلمین نیز شناخته می شد. ولی از سال ١٩٢٣ م .جمهوری اعلام گردید و مؤسس جمهوریت و نخستین رئیس جمهوری مصطفی کمال پاشا ملقب به آتاترک (پدر ترک ) (١٩٢٣ - ١٩٣٨ م ) است . و رجوع به مقاله دکتر شفق در مجله دانشکده ٔ ادبیات شماره ١ سال ١١، مهر ٤٢ صص ١ - ١٥ شود.
فرهنگ نامهای فارسی
نام فارسی