ترنم کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ترنم کردن . [ ت َ رَن ْ ن ُ ک َدَ ] (مص مرکب ) سرود گفتن : اگر در ریاض نعم ایشان [ آل سامان و آل بویه ] چون عندلیب نوای خوش میزدند و یا چون سار بر گلزار ترنمی به نوا می کردند بدیع نبود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١ تهران ص ١٧).