ترصیع مع التجنیس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ترصیع مع التجنیس . [ ت َ ع ِ م َ عَت ْ ت َ ] (ع اِ مرکب ) آن است که کلام مرصع و متجانس باشد، مثال از سعید اشرف : عالم از من شد تو تا از من شدی عالم از من شد تو تا از من شدی . یکی از قدما هم دارد: چون از او گشتی همه چیز از تو گشت چون از او گشتی همه چیز از تو گشت . ملا عبدالمحسن کاشی : با من بودی منت نمی دانستم با من بودی منت نمی دانستم . ... نورالعین واقف : از سر ما چرا نمی گذری از سرما چرا نمی گذری ؟ (از مطلعالسعدین از آنندراج ). و ترصیع مع التجنیس، مثاله (شعر): من نیازارم ار تو آزاری من نیاز آرم ار تو ناز آری . هکذا فی مجمع الصنایع مثاله ایضاً (شعر): چون ازو گشتی همه چیز از تو گشت چون ازو گشتی همه چیز از تو گشت . (از کشاف اصطلاحات الفنون ). وطواط آرد: هرچند صنعت ترصیع بزرگست چون با او عملی دیگر مثل تجنیس و غیر آن یار شود بلندتر گردد، مثالش تازی : قد وطئت الدهماء اعقابهم و خشیت الاعداء اعقابهم . دیگر:الکوس فی الراحات و النفوس فی الراحات . پارسی : یار سرگشته و کار برگشته . شعر تازی، مؤملی کاتب گوید: لم نزل نحن فی سداد ثغور اصطلام الابطال من وسط لام واقتحام الاهوال من وقت حام واقتسام الاموال من وقت سام . مراست : جلالک یا خیر الملوک مساعیاً علی منبر المجد المؤثّل خاطب فللخُطة النکراء سیبک دافع و للخِطة العذراء سیفک خاطب . و متکلّفان گفته اند: بیمارم و کار زار و تو درمانی بیم آرم و کارزار و تو درمانی . گویم که بر آتشم همی گردانی گویم که بر آتشم همی گردانی . دیگر: فغان من همه زآن زلف و غمزگان که همی بدین زره ببری و بدان زره ببری . (حدایق السحر چ اقبال ص ٥). و رجوع به ترجمان البلاغه ٔ رادویانی چ احمد آتش ص ١٠ شود.