ترش شیرین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ترش شیرین . [ ت ُ ش ُ شی / ت ُرُ شی ] (ص مرکب ) طعمی که از امتزاج ترشی و شیرینی بهم رسد و آن را میخوش و بتازی مُزّ خوانند. (از آنندراج ). میخوش و نیم ترش . (ناظم الاطباء). ترش و شیرین .مَلَس . ◄ مجازاً، دارای خشونت آمیخته باخوش طبعی . بظاهر خشمناک و بباطن شادمان : آن شاهدی و خشم گرفتن بینش وآن عقده بر ابروی ترش شیرینش . (گلستان ). در تبسم به جبینش چین است حسن شوخش چه تُرُش شیرین است . امام الدین ریاضی (از آنندراج ). و رجوع به ترش و شیرین شود.