ترش شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ترش شدن . [ ت ُ / ت ُ رُ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) ترشیدن . حموضت . مزه ٔ ترش گرفتن . ترش گشتن . ◄ فاسد شدن با گرفتن بوی یا طعم ترش . ◄ خشمگین شدن : کسان که تلخی زهر طلب نمیدانند ترش شوند و بتابند رو ز اهل سؤال ترا که می شنوی طاقت شنیدن نیست مراکه می طلبم خود چگونه باشد حال ؟ رودکی (از احوال و اشعار ج ٣ ص ١٠٠٦). و رجوع به ترش شود.