ترسنده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ترسنده . [ ت َ س َ دَ / دِ ] (نف ) آنکه ترس و خوف دارد. (از ناظم الاطباء). خائف . ترسکار : گفتند چونست که ما هیچ ترسنده نمی بینیم، گفت اگر شما ترسنده بودی ... (تذکرةالاولیاء عطار). ◄ جبان و کم جرئت . (ناظم الاطباء) : ز دانا بود شاه با ترس و باک ز ترسنده مردم برآید هلاک . فردوسی . بترسید شیروی و ترسنده بود که در چنگ ایشان یکی بنده بود. فردوسی . کند هر یک آیین ترس آشکار نیاید ز ترسندگان هیچ کار. نظامی .