فرهنگ لغت

تدکدک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تدکدک . [ ت َ دَ دُ ] (ع مص ) دکاوات شدن کوهها. (منتهی الارب ). از هم پاشیدن کوهها و نرم شدن خاک و هموار شدن زمین . (از ناظم الاطباء). تهدم کوهها. (اقرب الموارد) (المنجد).

معنی تدکدک | فرهنگ لغت