تجیب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تجیب . [ ت ُ / ت َ ] (اِخ ) بطنی است از کنده و از آنست کنانةبن بشر تجیبی، قاتل عثمان رضی اﷲ عنه . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء). و رجوع به مراصدالاطلاع و معجم البلدان و حلل السندسیه ج ١ ص ٢٩٧، و رجوع به تجوب شود.
تجیب . [ ت ُ ] (اِخ ) نام دختر ثوبان بن سلیم است . (منتهی الارب ). رجوع به معجم البلدان و انساب سمعانی شود.