تجوهر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ جَ یا جُ هَ) [ ع. ]<BR>۱- (مص ل.) جوهر داشتن.<BR>۲- (اِمص.) جوهریت، حقیقت جوهری اشیاء.<BR>۳- ؛ ~ اشیاء: ذاتیات و حقایق جوهری اشیا، آن چه جوهریت جوهر به آن بستگی دارد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ جَ یا جُ هَ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) جوهر داشتن. ۲- (اِمص.) جوهریت، حقیقت جوهری اشیاء. ۳- ؛ ~ اشیاء: ذاتیات و حقایق جوهری اشیا، آن چه جوهریت جوهر به آن بستگی دارد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تجوهر. [ ت َ ج َ هَُ ] (ع مص ) جوهر شدن . (قطر المحیط). کلمه ٔ تجوهر بمعنای جوهریت و حقیقت جوهری اشیاء است . و اراده میکنند ذاتیات و حقایق جوهری اشیاء را و در حقیقت آنچه جوهریت جوهر به آن بستگی دارد...(فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی ). رجوع به جوهر شود.