تجنید
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.) لشکر آراستن، لشکر گرد کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) لشکر آراستن، لشکر گرد کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تجنید. [ ت َ ] (ع مص ) لشکر کردن . (تاج المصادر بیهقی ). لشکر گرد کردن . (دهار) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). لشکر جمع کردن . (آنندراج ).