تثعم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تثعم . [ ت َ ث َع ْ ع ُ ] (ع مص ) بشگفتی آوردن . (از قطر المحیط): تثعمتنی ارض ؛ در شگفت آورد مرافلان زمین . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). خوش آمد مرا. (شرح قاموس ). رجوع به ذیل اقرب الموارد ص ٧٥ شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تثعم . [ ت َ ث َع ْ ع ُ ] (ع مص ) بشگفتی آوردن . (از قطر المحیط): تثعمتنی ارض ؛ در شگفت آورد مرافلان زمین . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). خوش آمد مرا. (شرح قاموس ). رجوع به ذیل اقرب الموارد ص ٧٥ شود.