تبیع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تبیع. [ ت َ ] (ع مص ) مصدر تبَع. (اقرب الموارد).
تبیع. [ ت َ / ت ُ ب َ ] (اِخ ) نام پدر حارث رعینی صحابی است . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
تبیع. [ ت ُ ب َ ] (اِخ ) نام ابوحمیربن عامرحمیری پسر زن کعب احبار. (منتهی الارب ). صاحب اصابه در قسم مخضرمین گفته است : وی زمان جاهلیت را درک کرده است و خلیفه وی را در طبقه ٔ نخستین از اهل شام یادکرده و ابوبکر بغدادی او را در طبقه ٔ علیا از اهل حمص که پس از صحابه بوده اند آورده و گفته است : پیغمبر(ص ) بر او اسلام عرضه کرد و وی اسلام نیاورد تا پیامبر درگذشت آنگاه در زمان خلافت ابوبکر اسلام آورد و ابن یونس گوید: وی بسال ١٠١ هَ . ق . در اسکندریه درگذشت . (حسن المحاضره فی اخبار مصر و القاهره ج ١ ص ٨٢).