تبیره زنان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تبیره زنان . [ ت َ رَ / رِ زَ ] (نف مرکب، ق مرکب ) در حال طبل زدن . در حال نواختن تبیره : تبیره زنان پیش بردند پیل برآمد یکی گرد چون کوه نیل . فردوسی . تبیره زنان از دو پرده سرای برفتند با پیل و با کرنای . فردوسی . تبیره زنان لشکر آراسته بدشت آمد و گرد شد خاسته . اسدی . تبیره زنان طبل بازی کنند ببانگ دهل زخمه سازی کنند. نظامی .