تبسة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تبسة. [ ت َ ب ِس ْ س َ ] (اِخ ) شهر مشهوری است به افریقا که بین آن و قفصه شش منزل راه است و در بیابان بی آب و گیاه «سبیبة»، و آن شهری است قدیمی و در آن آثار پادشاهان بوده است و بیشتر آن اکنون ویران وچیزی از آن باقی نمانده است مگر جایهایی که مسکن گروهی از مردم فقیر است که بعلت علاقه بسرزمین خود در آن مانده اند. چه حاصل آن کم بود و بین سطیف و تبسة شش منزل راه است که از بادیه های عرب نشین میگذرد و در آنجا گستردنیهای محکمی بافند که مدتها دوام کند. (از معجم البلدان ج ٢ ص ٣٦٣). شهری است در الجزایر در ارتفاع ٩٠٠ متر از سطح دریا و ٦٥٠٠ تن سکنه دارد و همان تفستا است که امپراتور اغسطوس (اگوست ) بسال ٢٥ ق .م .آن را جایگاه لشکر روم قرار داد و مسلمانان بسال ٦٨٢ هَ . ق . آن را فتح کردند و بر اثر جنگ ها ویران شد و معروفترین آثار رومیان در آن دروازه ٔ «کارکلا» است .(المنجد)... گمان میرود که نام عربی شهر قدیمی «تیفستا» است که در جنوب جزایر قسطنطینه واقع است و در ایام رومیان آباد بود... ١٢٠٠ تن سکنه دارد. (قاموس الاعلام ترکی ). شهری است به الجزایر در ایالت «بون » که مرکز ناحیه ای است به نزدیک مرز تونس، مخروبه های آثار رومیان در آن مشاهده میشود و ٢٥٠٠٠ تن سکنه دارد و دارای معادن فسفات است . نام دیگر آن «تبسا» است .