تبتی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تبتی . [ ت َب ْ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میان آب دربخش مرکزی شهرستان شوشتر که در ١١هزارگزی جنوب شوشتر و کنار راه اتومبیل رو شوشتر به بند قیر واقع است . دشتی است گرمسیر و ١٠٠ تن سکنه دارد و آب آن از رود شطیط است . محصول آن غلات و شغل اهالی آن زراعت است و ساکنین آنجا عرب میان آبی هستند و در تابستان راه آنجا اتومبیل رو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
تبتی . [ ت ِب ْ ب َ / ت ُب ْ ب َ ] (ص نسبی ) منسوب به تبت که شهری است در کوهستان جنوب (کذا) هندوستان قریب کشمیر. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). منسوب به تبت مانند مشک تبتی و مردم تبتی . (ناظم الاطباء) : آن یکی دُری که دارد بوی مشک تبتی وآن دگر مشکی که دارد رنگ دُر شاهوار. منوچهری . و اما از لغت های مختلف مغولی خود منسوب به او است و عربی و پارسی و هندی و کشمیری و تبتی و ختایی و فرنگی و سایر لغات از هر یک چیزی داند. (تاریخ غازان چ کارل یان ص ١٧١).