تبارک ا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تبارک ا. [ ت َ رَکَل ْ لاه ] (ع جمله ٔ فعلیه، صوت مرکب ) پاک و منزه است خدا. (از اقرب الموارد)(از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). گفته اند که این صفت خاص است بخدا. (از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). بزرگ است و پاک است اﷲ و در مقام تعجب و تحسین استعمال میشود. (فرهنگ نظام ). بزرگ شد و پاک شد اﷲ تعالی و استعمال این در مدح بوقت تعجب باشد. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). ◄ و گاه در مورد اشخاص استعمال شود بمعنی وَه وَه . خَه خَه، بَه بَه، آفرین، بَخ ّبَخ ّ، بارک اﷲ، ماشأاﷲ، احسنت، بنامیزد، تعالی اﷲ، چشم بد دور، خدای بگوالاد، خدای افزون کناد : تبارک اﷲ از آن خسروی که در هنرش زبان خلق همی بازماند از گفتار. فرخی . تبارک اﷲ این بخت و زندگانی بین که تا نمیرم زندان بود مرا خانه . مسعودسعد. تبارک اﷲ از آن اَبرآفتاب فروغ که برفروزد از او بخت آسمان کردار. مسعودسعد. باره ٔ تو تبارک اﷲ چیست گهی آسوده و گهی رنجور. مسعودسعد. نصیب من همه رنج و جهان پر از شادی تبارک اﷲ گویی مگر دف سورم . رضی الدین . تبارک اﷲ از آن نقشبند ماء معین که نقش روی تو بسته ست وچشم و زلف و جبین . سعدی . سرم به دنیی و عقبی فرونمی آید تبارک اﷲ از این فتنه ها که درسر ماست . حافظ. تو خفته ای و نشد عشق را کرانه پدید تبارک اﷲ از این ره که نیست پایانش . حافظ. ♦ فتبارک اﷲ احسن الخالقین ؛زها، آفرینا خدائی که نیکوترین آفریدگار است . این جمله غالباً در مورد توصیف زیبائی های خلقت (در آدمی وجز آدمی ) بکار میرود و مقصود اظهار شگفتی در مقابل نیکی خلقت چیزی است :