تالف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومتالف . [ ل ِ ] (ع ص ) تلف شونده . تباه . نابود.مترادفها و واژههای مرتبطدلجویی، دمسازی، خوگری، دوستی، الفتگیری، الفتیابیالفتیافتن، خوگر شدن، خو گرفتن، دمساز شدن، دوست شدن ≠ رمیدن، رمیده شدنواژه قبلی: تالشیواژه بعدی: تالما