تال و مال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تال و مال . [ل ُ ] (ص مرکب، از اتباع ) از اتباع است . (برهان ) (ناظم الاطباء). تار و مار. (فرهنگ خطی کتابخانه ٔ دهخدا)(فرهنگ رشیدی ) (آنندراج ). مبدل تار و مار. (حاشیه ٔ برهان چ معین ج ١ ص ٤٦٢). ریزه ریزه . (برهان ) (ناظم الاطباء). ریز ریز. (شرفنامه ٔ منیری ). تال مال . ◄ از هم ریخته و پاشیده . (برهان ) (ناظم الاطباء). ◄ زیر و زبر. (فرهنگ جهانگیری ). ◄ متفرق . (برهان ) (فرهنگ خطی کتابخانه ٔ دهخدا) (شرفنامه ٔ منیری ) (ناظم الاطباء). پریشان . (برهان ) (ناظم الاطباء) (فرهنگ خطی کتابخانه ٔ دهخدا) : ضد و خصم و حاسد تو باد دایم مار و مور مال و ملک دشمن تو باد دایم تال و مال . (مؤلف شرفنامه ٔ منیری ). بیشتر با لفظ کردن و شدن مستعمل است . به همه معانی . رجوع به تارمار و تار و مار و تال مال و تال و مال شدن شود.