تال و مال شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تال و مال شدن . [ ل ُ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) پریشان شدن . پراکنده شدن : شد از بی شبانی رمه تال و مال همه دشت تن بود بی دست و یال . فردوسی . تهمتن به زابلستان است و زال شود کار ایران همه تال و مال . فردوسی . شد تال و مال لشکر صبرم ز جوق شوق تا ابروی تو همچو کمان ِ کشیده است . (مؤلف شرفنامه ٔ منیری ).