تافته گردیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تافته گردیدن . [ ت َ / ت ِ گ َ دی دَ ] (مص مرکب ) پیچیده شدن . کج شدن : هرگاه که عضله های مجوف تشنج کند، حدقه از موضع خویش زایل شود و چشم تافته گردد همچون چشم احول . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تافته گردیدن . [ ت َ / ت ِ گ َ دی دَ ] (مص مرکب ) پیچیده شدن . کج شدن : هرگاه که عضله های مجوف تشنج کند، حدقه از موضع خویش زایل شود و چشم تافته گردد همچون چشم احول . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).