بیوگانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بیوگانی . [ ب َ ] (حامص ) پیوگانی . عروسی . (حاشیه ٔ لغت فرس اسدی ) (اوبهی ). عروسی و نکاح . (ناظم الاطباء). صاحب برهان نویسد: «عروس » را گویند چه بیوگ بمعنی عروس باشد. اما ظاهراً «عروسی » باید خواند و عروس سهو مطبعی است . (یادداشت لغتنامه ). شادی . کتخدایی، که آنرا در ترکی طوی گویند. (غیاث ) : ساخت آنگه یکی بیوگانی هم بر آیین و رسم یونانی . عنصری . ♦ جشن بیوگانی ؛ جشن عروسی . (ناظم الاطباء).