بی نشاط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی نشاط. [ ن َ / ن ِ ] (ص مرکب ) (از: بی + نشاط) کسل . بیحال و پژمرده : بوسهل گفت بی نشاطی کاری نیفتاده است .(تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٦٠٤). و رجوع به نشاط شود.
مترادف و متضاد واژهدان
افسرده، بیشور وشوق، پژمرده، دلمرده ناخوشحال، ناخوشدل، ناشاد، ناشادمان، نامسرور (متضاد: بانشاط)
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی