فرهنگ لغت

بی قبا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بی قبا. [ ق َ ] (ص مرکب ) (از: بی + قبا) لخت . بی جامه : چون بی بقاست این سفری خانه اندرو باکی مدار هیچ گرت پشت بی قباست . ناصرخسرو. رجوع به قبا شود.

معنی بی قبا | فرهنگ لغت