بهرام سالکی | مثنوی گرگ نامه | ۰۹ - من به که لبیک گویمای احد؟
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
من به که لبیک گویمای احد؟ چون که از هر سر ندایی میرسد صاحب هر مذهب و آیین و کیش میکند دعوت مرا بر دین خویش تا شدم خواهنده باغ بهشت این به دیرم خواند و آن یک بر کنشت از مسلمان و مسیحی و یهود هر که راهی پیش پای من گشود هر که با خود داشت اسناد یقین هر سند هم مصحفی حبلالمتین لیک دستورات هر یک مختلف «همچو شکل حرفها، یا تا الف» گر که احکام از خدای واحدیست این تفاوت در قوانینش ز چیست؟ من به که لبیک گویمای صمد؟ گو کدامین ره به کویت میرسد؟ گاه، احکامت به دیوان قضا هست چون یک بام با چندین هوا! جمله فرمانها چو از درگاه توست من چه دانم چیست کردار درست تا کنون از ترس دوزخای عزیز کردهام رفتار کج دار و مریز لطف کن قانون یکسانی فرست یا مرا معیار و میزانی فرست