بهرام سالکی | اشعار نو | ۱۱ - پرنده
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
عکس کبوتری بکش بر کاغذی سپید، و بر بام آسمان الصاق کن. وقتی نمانده که تردید میکنی. باران که بیآغازد، بال پرنده خیس خواهد شد. بگذار که ابرها صدای پرواز کبوتر را در روشنایی آفتاب بشنوند. وقتی نمانده است… زمستان ۱۳۹۰