بند و گشاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بند و گشاد. [ ب َ دُ گ ُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) حل و عقد. (آنندراج ) : زمانه ٔ ملکی کز کلک خاتمش در ملک هزار بند و گشاد و هزار برگ و نواست . انوری . هر بند و گشادی که بتو بازبسته بود تا تو عمل نکردی کجا گشاده شد. (کتاب المعارف ). ببین به بند و گشاد ستم ظریفی ناز ره سؤال نبست و در جواب ببست . واله ٔ هروی (از آنندراج ). و رجوع به بند و گشای شود.