فرهنگ لغت

بلکفد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بلکفد. [ ب ُ ک َ / ب ِ ک ِ ] (اِ) رشوت و پاره . (برهان ). رشوت . (لغت فرس اسدی ). رشوه و پاره که به قاضی و دیگران داده شود. (فرهنگ فارسی معین ). بلکفت . بلکفته . بلکفده : بلحرب یار تو بْوَد از مرو تا نشابور سوگند خور که در ره بلکفد او نخوردی . بلعباس (از لغت فرس ).

معنی بلکفد | فرهنگ لغت