فرهنگ لغت

بلقعی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بلقعی . [ ب َ ق َ عی ی ](ع ص ) سهم بلقعی ؛ تیر صاف پیکان، همچنین است سنان بلقعی . (منتهی الارب ) (از ذیل اقرب الموارد از لسان ).

معنی بلقعی | فرهنگ لغت