بلخیه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلخیة. [ ب َ ل َ خی ی َ ] (ع اِ) درختی است کلان مانند درخت انار، و گل خوش نما دارد. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). بهرامج . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (فهرست مخزن الادویة). رنف . بهرامه . خلاف بلخی .
بلخیه . [ ب َ ی َ / ی ِ ] (اِ) مرضی است که آن را آبله ٔ فرنگ وآتشک نیز گویند، چون در بلخ ظهور کرد منسوب بدانجا شد. (آنندراج ) : بلخیه ترا چو عارض آمد ناگاه رنج و المت به جان و دل یابد راه . یوسفی طبیب (از آنندراج ).