بقاعده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بقاعده . [ ب ِ ع ِ دَ / دِ ] (ق مرکب ) بترتیب و با نظم و موافق ترتیب و انتظام و موافق قاعده و قانون . (ناظم الاطباء). و رجوع به قاعده شود.
مترادف و متضاد واژهدان
درست، طبققاعده (متضاد: بیقاعده) مرتب، منظم (متضاد: نامرتب، نامنظم)
واژگان فارسی سره واژهدان
به سامان، بسزا
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی