بفش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بفش . [ ب َ ] (اِ) عظمت و شکوه و کر و فر باشد. (برهان ) (فرهنگ نظام ). مأخوذ از هندی، عظمت و شکوه و کر و فر. (ناظم الاطباء). اوش و بوش یعنی کر و فر و عظمت . (رشیدی ). شکوه و عظمت و کر و فر باشد و آنرا بوش نیز گویند. (جهانگیری ) (انجمن آرا) (آنندراج ) : باد و بفشی برای حرمت فرع با عوام و بهانه شان بر شرع . سنایی [ در صفت علمای ظاهر ]. (از جهانگیری ) (انجمن آرا) (آنندراج ) (فرهنگ نظام ). بدین باد و بفش سر و ریش گویی سنایی نیم بوعلی سیمجورم . سنایی (از انجمن آرا) (آنندراج ). رجوع به بوش شود.