بفریاد رسیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بفریاد رسیدن . [ ب ِ ف َرْ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب ) بداد رسیدن . (آنندراج ). امداد. (منتهی الارب ). افزاع : عاشق بداد خویش ز بیداد خود رسید از زندگی گذشت و بفریاد خود رسید. طاهر وحید (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بفریاد رسیدن . [ ب ِ ف َرْ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب ) بداد رسیدن . (آنندراج ). امداد. (منتهی الارب ). افزاع : عاشق بداد خویش ز بیداد خود رسید از زندگی گذشت و بفریاد خود رسید. طاهر وحید (از آنندراج ).