بغنج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بغنج . [ ب ُ غ ُ ] (اِ) تخم گشنیز. (ناظم الاطباء).
بغنج . [ ] (ع اِ)فروشندگانی که تعارف بسیار کنند و در برابر قیمت پیشنهاد شده مدتها مقاومت میکنند. (از دزی ج ١ ص ١٠١).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بغنج . [ ب ُ غ ُ ] (اِ) تخم گشنیز. (ناظم الاطباء).
بغنج . [ ] (ع اِ)فروشندگانی که تعارف بسیار کنند و در برابر قیمت پیشنهاد شده مدتها مقاومت میکنند. (از دزی ج ١ ص ١٠١).