بسمل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بِ مِ) [ ع. بسم الله ] (ص.)<BR>۱- حیوان سر بریده و ذبح کرده. ضح - وجه تسمیه اش آن است که در وقت ذبح کردن «بسم الله الرحمن الرحیم» گویند.<BR>۲- صاحب حلم، بردبار.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بِ مِ) [ ع. بسم الله ] (ص.)<BR>۱- حیوان سر بریده و ذبح کرده. ضح - وجه تسمیه اش آن است که در وقت ذبح کردن «بسم الله الرحمن الرحیم» گویند.<BR>۲- صاحب حلم، بردبار.<br>