بسم الله
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بِ مِ لْ لا) [ ع. ] (جملة اسمی. فعل امر.)<BR>۱- به نام خداوند، به نام خدا (جملهای که فارسی زبانان هنگام شروع کاری یا قدم نهادن در جایی گویند).<BR>۲- (عا.) بفرما میل کن، بخور.<BR>۳- نوعی تعارف برای این که کسی پیشقدم شود: بفرمایید، پیش افتید.<BR>۴- در موقع تعجب از چیزی و مخصوصاً شنیدن سخنی شگفت آور گویند و بیشتر افادة انکار و ناباوری کند.<BR>۵- چشم بد دور، ماشاءالله. ؛از بای ~ تا تای تَمَُت از اول تا آخر. ؛اول ~کنایه از: اول وقت، آغاز کار.<br>