بسری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بسری . [ ب ُ ] (ص نسبی ) منسوب به بسر. رجوع به بسر شود.
بسری . [ ب ُ ] (اِخ ) ابوعبید محمدبن حسان بن بسری حسانی زاهد، او را گفتاریست در طریقت و کراماتی . وی از سعیدبن منصور خراسانی و دیگران ... حدیث کرد. و گروهی از وی روایت دارند. (از معجم البلدان ). و رجوع به ص ١٧٩ همین کتاب شود.
بسری . [ ب ُ ] (اِخ ) احمدبن ابراهیم محدث بود. (منتهی الارب ).