بسرپا آمدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بسرپا آمدن . [ ب ِ س َ رِ م َ دَ ] (مص مرکب ) از مرض شفا یافتن . (غیاث ). از مرض شفا یافتن و این محاوره است . (آنندراج ) : عمرها بود که ضعف ازشکن زلف تو داشت زین شکست آمده اکنون بسر پا زنجیر. مفیدی بلخی (از آنندراج ).